تبليغاتX
تو بهترين واژه براي آغاز كلامم هستي ...
مرا به خاطر بسپار نه به خاطره ...

شب یلدا و بی تو

امشب شب یلداست .پاییز با همه ئ زیبایی هایش خداحافظی میکند و جایش را

به زمستان پاک و سفید میدهد.زمستان سردی که با وجود دل های گرم و با

محبت زیبایی اش دو چندان میشود.در یک لحظه به یاد خزان عمره خودم می افتم

عمری که بهارش را بدون هیچ لذت و خوشی و دور از تو درحاله سپری شدن است

و بالاخره به خزان میرسد.خزانی که بنظر میرسه جز حسرت روزها و فرصت های

از دست رفته ثمره ای نخواهد داشت..آری...خزان عمر هم به پایان خواهد رسید

و به زمستانش میرسد.در بهار تنهایی..در پاییز تنهایی...در زمستان هم تنهایی

سرمایش را احساس میکنم .بر خود میلرزم ..میترسم ...این دل ..آیا دلی نیست

که همیشه در حال تپیدن برای تو است ..ایا دلی نیست که در انتظارت است...

آیا دلی نیست که نگرانت است...؟اه....تنهایی یعنی مرگ یعنی فراموشی

یعنی غم ..یعنی رنج...یعنی هجران ..یعنی بی کسی....یعنی دور از تو بودن

ای دل تنها!تنهایی..تنها ..تنها...تنها....تنها و تنها خواهی ماند

امشب میخوام تا خوده صبح فقط برات دعا کنم

                    برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم

 

خیلی خیلی خیلی دوستت دارم عشقه ابدی من .فراموشم مکن

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 17:58 توسط قلب سرد |