تبليغاتX
تو بهترين واژه براي آغاز كلامم هستي ...
مرا به خاطر بسپار نه به خاطره ...

دوستت دارم يا ندارم...؟

تو را دوست ندارم...

نه باور كن دوستت ندارم

اما هنگامي كه نيستي غمگينم

و به آسمان ابي بالاي سرت

و ستارگاني كه تو را ميبينند

شكايت دوري ميكنم

تو را دوست ندارم

اما نميدانم چرا

آنچه ميكني در نظرم بي همتا جلوه ميكند

تو را دوست ندارم

اما هنگامي كه نيستي از هر صدايي بيزارم...

حتي اگر صداي كساني باشد كه دوستشان دارم

زيرا صداي آن ها طنين اهنگ صدايت را درگوشم ميشكند

دوست ندارم تو را ...اه دوستت ندارم

اما افسوس كه ديگران دل ساده ام را كمتر باور دارند

و چه بسا به هنگام گذر ميبينم كه بر من ميخندند

زيرا آشكارا ميبينند

كه نگاهم به دنبال توست...

نميدانم نازنين شايد هنوز خود را نشناخته ام

بر سر دو راهي گير كرده ام

تو را دوست دارم يا دوست ندارم ....

نازنينم بر من نخند حال كه به انتها رسيده ام

به وضوح ميبينم كه تو را دوست دارم.......

 

خدا اگه ميون اين همه ادم بازم نوبته باختن من بود چرا عاشق شدم...؟چرا عاشق شدم؟

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 21:13 توسط قلب سرد |

منم همون منتظر هميشگي....

حتي اگه سالها بگذره

حتي اگه همه چي تموم شده باشه

حتي اگه ديگه برات ارزشي نداشته باشم

حتي اگه بهم فحش بدي

حتي اگه روزانه با هزار نفر باشي

حتي اگه خوردم کني

حتي اگه صداي شکستنم را بشنوي ولي بخندي

حتي اگه دوستم نداشته باشي

حتي اگه دوستش داشته باشي

حتي اگه بري

حتي اگه همش بهم بخندي

حتي اگه صدام را فراموش کني

حتي اگه نگاهم را از ياد ببري

حتي اگه گرمي دستانم را فراموش کني

حتي اگه خاطره ها را پاک کني

باز هم من تا ابد براي تو ميمانم

و از اين انتظار لذت ميبرم...

نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385 ساعت 19:23 توسط قلب سرد |