تنهايي سخته به خدا ...
به جای دسته گل بزرگی که فردا بر گورم نثار می کنی
![]()
امروز با شاخه گل کوچکی یادم کن![]()
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی![]()
امروز با تبسم مختصری شادم کن![]()
امروز که در نزد توام مرحمتی کن![]()
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت...؟![]()
زندگي اجبار است... ![]()
مرگ انتظار است...![]()
عشق يک بار است...![]()
فکر تو تکرار است...![]()
جدائي دشوار است...![]()
![]()
![]()

نميدانم بمانم يا ...؟
ياد گرفتم ديگران را دوست داشته باشم و به من ياد داده بودند كه به ديگران
عشق بورزم و در كارهايشان ياريشان كنم .آموخته بودم اميد داشته باشم
اميد به زندگي اميد به آينده و ...بزرگ شدم كم كم مشاهده كردم شاهده
حقايقي بودم كه نياموخته بودم آري تا آن زمان نياموخته بودم (...)
ديگران را دوست داشتم اما در همه مواقع دوستم نداشتند ...
در مواقع احتياج ياريشان كردم اما در مواقع احتياج دست رد به سينه ام گذاشتند...
صداقت و يكرنگي را با يك دست به آنها هديه كردم اما با دست ديگر
دروغ و دورنگي را تحويلم دادند ........................... آخه چرا ؟چرا؟
خودتون قضاوت كنيد با ديدن اينا ديگه چه دليلي براي موندن بايد داشت
کسی يار كسي نيست ما تجربه كرديم
كسي محرم اسرار كسي نيست ما تجربه كرديم ![]()
